❌❌یک داستان جذاب👇👇❌❌
.
🎓دانشجویی میگفت:

یک روز استاد دانشگاه به هر کدام از دانشجویان کلاس یک بادکنک باد شده و یک سوزن داد و گفت یک دقیقه فرصت دارید بادکنکهای یکدیگر را بترکانید هرکس بعد از یک دقیقه بادکنکش را سالم تحویل داد برنده است.
.
.
🎈 مسابقه شروع و بعداز یک دقیقه من و چهار نفر دیگر با بادکنک سالم برنده شدیم.🤦
.
سپس استاد رو به دانشجویان کرد
و گفت:
من همین مسابقه را در کلاس دیگری برپا کردم و همه ی کلاس برنده شدند زیرا هیچکس بادکنک دیگری را نترکاند چراکه قرار بود بعداز یک دقیقه هرکس بادکنکش سالم ماند برنده باشد که اینچنین هم شد.😐
.
👈نکته: ما انسانها دراین جامعه رقیب یکدیگر نیستیم و قرار نیست ما برنده باشیم و دیگران بازنده.❌
.
قرار نیست خوشبختی خود را با تخریب دیگران تضمین کنیم.❌
.
میتوانیم باهم بخوریم.،بیاشامیم،باهم زندگی کنیم. باهم شاد باشیم. باهم…باهم.✅
.
‼️ پس چرا بادکنک دیگری را بترکانیم‼️
.
__________________________
@hossein_mohamadi_nejad
@hossein_mohamadi_nejad
__________________________
#داستان #داستان_کوتاه #داستان_واقعی #نویسندگی #همکاری #تیم_ورک #کار_تیمی #باهم #اتحاد #یکدلی #بادکنک #رقابت #مسابقه #دانشجویی #استاد_دانشگاه #سخنرانی_انگیزشی #حسین_محمدی_نژاد

منبع

لطفا ستاره بده (سمت چپ بیشترین امتیاز)
به اشتراک بگذارید:

4 نظرات

  • مامان ثنا/لایف استایل, 1401-01-31 @ 8:46 ب.ظ پاسخ

    من مامان ثنا کوچولوم که دوسال طلاق گرفتم با ذخترم زندگی میکنم ثنا رو جای مهریم گرفتم به ثنا قول دادم بهترینا رو براش بسازم داستانم در حال تمام شدنم خوشحال میشم همراهیم کنید

  • mitra, 1401-01-31 @ 8:46 ب.ظ پاسخ

    👏👏

  • ‌, 1401-01-31 @ 8:46 ب.ظ پاسخ

    🔥

  • سامان ساتیا, 1401-01-31 @ 8:46 ب.ظ پاسخ

    👏بسیار زیبا

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.